...................................................................................................
وقتی که چشمهای تو چاقو کشیده است
چنگالتان سینه من را دریده است
می خواهم اعتراف کنم : عاشقت شدم
حالا که تیغ زیر گلویم رسیده است
...............
ته بطری :
قبلا" یه حسی نمی ذاشت این ها رو اینجا بنویسم! حالا اون حس نیست!! شاید هم یه حسه جدیده که میگه بنویس!؟
-نه! شما نمی تونید اینجا بستری بشید!!! از نقطه نظر روانشناسی اگه شما بدونید که دیوونه اید.دیوونه به حساب نمی یاید!!!
.....................
ته بطری: چله شکست!!!!
"واگذار می شود"
(جزیره ای به وسعت یک قلب در حدود جغرافیایی گمشده انسان!!)
یه دسته اونهایی که وقتی حرف میزنن.حرف ندارن!!!
یه دسته هم اونهایی که حرف ندارن ولی حرف می زنن؟!
..................................
ته بطری :
من رفتم پاریس!!!
اسمت را گذاشتم " ماه منیر " !
آخر همیشه مثل ماه کم کم پیدایت میشود.اول گوشه ای از چشمانت و بعد هر دو تاشان. جلوتر که برویم لبهایت را هم می توانم ببینم و موهای بیرون زده از روسریت را و تا خودم را در نقش و نگار آن گم کنم اینجا
خلوت تر شده و میتوانم تمام صورتت را ببینم .
واااای ماه منیر ! چقدر خوب که خانه تان ایستگاه آخر است !
ته بطری.........................................................................................
۱. "گور فریادهای مرده "مدتی است از این قبرستان خارج شده و تا کنون مراجعه ننموده از کسانی که از نامبرده اطلاعی دارند تقاضا می شود....معلوم نیست کدوم گوری رفته! دختره چشم سفید !
اونقدر محو تماشای گلهای پارک بودم که نفهمیدم کی کنارم نشست.
ـــــ زندگی چه رنگیه ؟ سیاهه ! نه!؟
سرم رو چرخوندم. نگاهی به عینک دودی تیره ای که به چشماش زده بود کردم
و گفتم : سیاه !!؟ اون رو از روی چشمات بردار تا ببینی !
دستش رو به طرف عینکش برد و اون رو برداشت.
چشماش رو که دیدم خشکم زد. سرم رو از خجالت انداختم پایین!
تازه اون وقت بود که عصای سفیدش رو دیدم!
...........................................................................................
ته بطری: یه سر به "لانگ شات" بزنید ! جالبه !
ــ آره !
گوش نمی کنی
گوش نمی کنم
حرف نمی زنی
حرف نمی زنم
نمی بینیم
نمی بینمت
واژه هایم تمام شد...حرفهایم نه!

...................................................................................
ته بطری:
....و چون مداد هم تموم نشده بود...شد ای چیزی که بالا می بینید !!!